دهقان : ورزقان به منطقه آزاد تجاری صنعتی ارس می پیوندد

نماینده ورزقان و خاروانا در مجلس شورای اسلامی از پیوستن این شهرستان به منطقه آزاد تجاری صنعتی ارس در آینده نزدیک خبر داد.

 

به گزارش نصرنیوز ، الهویردی دهقانی امروز در گفتگو با خبرنگاران ضمن اعلام این مطلب گفت: اخیرا طرحی برای افزوده شدن بندر جاسک به مناطق آزاد تجاری به کمیسیون اقتصادی مجلس داده شده بود که با پیشنهاد داده شده از سوی بنده شهرستان ورزقان نیز برای پیوستن به منطقه آزاد ارس معرفی شد.وی افزود: این طرح در کمیسیون اقتصادی و کمیسیون های فرعی مورد تصویب قرار گرفت که با توجه به پتانسیل های معدنی موجود در منطقه نظیر معادن مس و طلا بستر خوبی برای رونق اقتصادی دارد .عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی همچنین ابراز داشت: در مرحله اول این طرح یکهزار و 600 هکتار زمین در بخش خاروانا و دو منطقه از شهر ورزقان اختصاص داده می شود که شامل شهرک های صنعتی ورزقان و شهرک صنعتی مس است.دهقانی ویژگی های این منطقه را نزدیکی به به مرکز استان، مبادی گمرکی مرزی ارمنستان، آذربایجان و ترکیه اعلام کرد و گفت: با راه اندازی این منطقه می توان زمینه های سرمایه گذاری در بخش فرآوری محصولات معدنی فلزی را فراهم ساخت که البته با استقرار مجتمع مس سونگون در جوار آن از نظر تامین مواد اولیه و کاهش هزینه های لجستیک برای سرمایه گذاران توجیه اقتصادی بسیار مناسبی خواهد داشت.

ارسباران بهشت شمال غرب کشور

نصر نیوز: توجه جدی به زیر ساختهای این منطقه  می تواند توسعه صنعت گردشگری در این منطقه را در پی داشته باشد.

علی حیدری: این خطه سرسبز و خوش اب هوا با جنگلهای درهم تنیده و با چشم‌اندازهای بکر دره مکیدی و آینالودر ساحل زیبای ارس غروبی دلنشین دارد.
 ارسباران به نامهای قره داغ یا قره جه داغ شناخته میشود که در کوهستانهای قفقازی ایران نزدیک مرز کشورمان با جمهوری آذربایجان و ارمنستان قرار دارد و بخش اعظمی از آن در سال ۱۹۷۶از سوی سازمان یونسکو بعنوان ذخیره‌گاه زیست‌کره ثبت شد.
ذخیره‌گاه زیست‌کره این منطقه با قرار گرفتن در بین مناطق خزری، قفقازی و مدیترانه ای، کوههایی تا ارتفاع ۲۲۰۰ متر، علفزارهای آلپی، دشتهای نیمه‌خشک، مراتع و جنگلها، رودها و چشمه‌های بی بدیلی دارد.
اعلام بخشی از ارسباران بعنوان زیست کره توسط یونسکوبر پتانسیل توریستی منطقه صحه گذاشت و  زیبایی طبیعت این منطقه حتی نظر گردشگران غربی و امریکائی را  نیزبخود جلب کرده است.
گردشگر کانادایی هنگام بازدید یکی از شهرهای این دیار در کلیبر توصیف جالبی دارد و میگوید:  شهری دورافتاده و خواب آلود در میان کوه‌های سر به فلک کشیده‌ای که قله‌هایشان در زیر مه غلیظ از دیده پنهان شده ومکانی است عالی؛ به طراوت و سر سبزی برخی از کشورهای اروپایی که ورای ذهنیت ما از طبیعت کویری و خشک ایران بود.
میانگین بارش سالانه در یکی از ایستگاه های هوا شناسی این منطقه  در یک دوره ۲۰ ساله ، ۴۶۱ میلیمتر بوده است و بارندگی نسبتاً زیاد در این منطقه ، که بیشتر به صورت برف است ، و تبخیر کم آن باعث شده تا جویبارهای زیادی از کوهستانهای مرتفع آن سرچشمه گرفته و به داخل رود مرزی ارس وارد شود.
از نظر جغرافیای گیاهی ارسباران محل بر خورد سه اقلیم مختلف خزری، قفقازی و مدیترانه ای است . شکل ظاهری و توزیع پوشش گیاهی ارسباران قانونمندی خاصی دارد ، بدین ترتیب که دامنه های جنوبی اصولاً پوشیده از مرتع است و جنگل عمدتاً در دامنه های شمالی و بین ارتفاعات 800 متر تا حدود 220 متر مشاهده می شود.
درارسباران به عنوان یک پارک ملی مهم ۲۲۰ گونه پرنده، ۲۲ گونه ماهی ،۳۸ گونه خزنده، پنج گونه دوزیست، ۴۸گونه پستاندار نظیر کل و بز، گراز، پلنگ ، خرس قهوه‌ای، گرگ، سیاه‌گوش  شناسایی شده است .
 از گونه‌های نایاب جهانی  این خطه قره خروس قفقازی است که از پرندگان بومی ارسباران بشمار میرود و مارال گونهٔ منقرض شدهٔ ای بود که در سالهای اخیر با انتقال هفت راس از پارک ملی گلستان به مرکز تحقیقاتی آینالو در این منطقه حیاتی دوباره به نسل آن بخشیده شده است.
جنگل‌های متراکم بلوط به همراه گونه‌هایی چون انار ، سیب و گلابی وحشی ، سماق، زرشک ، تمشک وزغال‌اخته وحشی با اقلیم مرطوب، حکایت از غنای جنگلی این منطقه دارد ومیوه بومی و جنگلی قره‌قات نیز در جنگل‌های ارسباران به وفور یافت می‌شود.
 به دلیل شرایط خاص و ویژهٔ اقلیمی و جغرافیایی، منطقهٔ ارسباران از پوشش غنی و متنوع گیاهی و قارچی برخوردار است. از میان دو هزار و ۴۰۰ گونه شناسایی شده در آذربایجان حدود هزار و ۴۰۰ گونه از مجموع آنها در جنگل‌های ارسباران زیست می‌کند.
تقریباً هر آبادی در این دیار نوعی نشان اختصاصی  دارد که می‌توانند جاذبه گردشگری داشته باشد از درخت چنار کهنسال روستای کوانق به قطر تقریبی سه متربا بیش از 500 سال قدمتگرفته تا درخت سرو کهنسال وعجیب روستای صومعه که در تمام قسمت های تنه خود حتی شاخ های کوچک حالت پیچ خورده دارد که از سایر درختان سرو ، متمایز است  و درخت کهنسال بلوط در روستای چریق  که از دیگر جاذبه های منطقه حفاظت شده ارسباران محسوب می شوند.
ییلاقهای متعدد در مناطق کوهستانی علاوه بر زیبایی طبیعی‌شان فرصت مناسبی برای مشاهده فرهنگ عشایری فراهم می‌کنند. ییلاق ایل بسطاملو در مراتع بین روستای شجاع آباد و قلعه بذ،چپرلی و آقداش از دیدنی‌ترین ییلاقها هستند و زبان گفتاری مردم زبان ترکی آذربایجانی است.
ارسباران محل زیست حدود ۲۳هزارو۵۰۰ کوچ نشین است که عموماً فعالیت‌های اقتصادی ، دامداری، باغبانی، زنبورداری و صنایع دستی دارند.
چشمه های آب گرم ارسباران در زمرهٔ جاذبه‌های گردشگری هستند که اخیراً مورد توجه قرار گرفته به نحوی که بزرگ ‌ترین مجتمع آب درمانی کشور را درخود جای داده است.
از این منطقه هرچه بگویم تمام شدنی نیست چرا که هنر قالیبافی در ارسباران بویژه بافت ورنی،  زنبور داری ، وجود معادن غنی مس بخصوص مس سونگون با ذخیره قطعی حدود 796 میلیون تن مس در رشد اقتصادی منطقه تاثیر زیادی داشته است.
حال با این توصیف آیا برای توسعه صنعت گردشگری این منطقه غفلت نشده است ؟ با تامین و ایجاد زیر ساختهای لازم علاوه بر درآمد زایی برای مردم این منطقه  میتوان صنعت گردشگری را در ارسباران رونق داد.

مراسم معارفه هجدهمین شهردار شهر اهر برگزار شد

طی مراسمی " اکبر فلاح" به عنوان هیجدهمین شهردار اهر معرفی شد. 

 به گزارش خبرنگار خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) منطقه آذربایجان شرقی، رئیس شورای اسلامی شهر اهر در این مراسم گفت: شورای اسلامی نمادی از جمهوریت نظام مقدس جمهوری اسلامی و تجلی بروز اراده امت در نهاد حکومت است ،شورا نهادی است که از همان نخستین روزهای انقلاب اسلامی مورد توجه و تاکید بنیانگذار کبیر انقلاب قرار گرفته و همواره بر تاسیس آن تاکید داشتند و اینک پس از گذشت سه دوره از تشکیل اولین شورای اسلامی، مردم طعم شیرین مشارکت در سرنوشت خویش را ملموس تر احساس می کنند و به نزدیکترین باور در تاثیر آرای خود در سرنوشتشان رسیده اند.

 حسنعلی قهرمان فرد اضافه کرد: شورای اسلامی دوره چهارم شهر اهر در طول این مدت علیرغم وجود نقاط ضعف و قوت در اجرای وظایف قانونی توانسته به اهداف عالیه ی خود دست یابد.

 وی گفت: توسعه همه جانبه شهر، ایجاد زیر ساخت های اساسی در مسیر رسیدن به یک شهر سالم، توجه به بنیه ی فرهنگی و احیای ظرفیت های عظیم فرهنگی و تکریم مردم و تعظیم شعائر مذهبی از جمله مواردی است که در طول دوره چهارم شورا اسلامی شهر به عنوان نقشه راه و برنامه کاری این شورا مورد عمل و نظارت قرار گرفته است.

 رئیس شورای اسلامی شهر اهر، به برخی از فعالیت دوره چهارم شورای اسلامی شهر اهر از جمله؛ احداث پایانه مسافربری خودروهای سواری در چایکنار شرقی، ایجاد بازار میوه فروشان در چایکنار غربی، احداث میدان شورا با پیشرفت 90 درصدی، تملک و مسیرگشائی بین شهرک شیخ شهاب الدین و انصار و انتهای خیابان آزادگان، تغییر المان میادین اصلی شهر لکه گیری  و آسفالت کاری در اکثر نقاط شهری احداث پارک و فضای سبز در محلات مختلف شهر اشاره کرد .

 در این مراسم از زحمات سرپرست قبلی شهرداری "رحیم شاهی" در طی مدت سه ماه سرپرستی وی قدردانی شد و حکم انتصاب " اکبر فلاح" به وی ابلاغ شد.

کنار مزار پسرم می‌مانم

جعفر خضوعی:
از زمین لرزه ۲۱مرداد سال ۹۱ ارسباران حدود ۳۲‌ماه گذشته است اما هنوز هم لرزه‌ها هستند.

مي‌آيند و روزهاي سخت پس از زلزله را در خاطر مي‌آورند؛ روزهاي سخت با پس‌لرزه‌هاي واهمه‌انگيز و سرماي زمستان و چادر و كانكس. اكنون كه چندان به سالگشت سوم آن زمين‌لرزه نمانده است خبر كانكس‌نشيني در روستا لرزه در جان‌ها مي‌اندازد.

روستاي « آقاكندي» در 24كيلومتري غرب اهر واقع است. مقصد سفر آنجاست؛ براي ديدار با خانواده كانكس‌نشين. هنگام زلزله 12خانوار داشته است. در زلزله خانه‌ها تخريب شدند اما كسي كشته و مصدوم نشد. حكايت اين روستا مشابه صدها روستاي ديگر در منطقه ارسباران است كه به‌دليل مهاجرت گسترده با كاهش روزافزون جمعيت مواجه شده و رو به ويراني نهاده است. در گذشته‌اي نه چندان دور 70خانوار داشته و بقاياي خانه‌هايشان هنوز باقي است.

پس از زلزله، بنياد مسكن، برنامه بازسازي واحدهاي تخريب شده زلزله‌ديدگان را در محل جديد كه در يك كيلومتري جنوب آن واقع است، پي مي‌گيرد. ناگفته نماند كه در سال 83 طرح جابه‌جايي روستاي آقاكندي به محل جديد كليد مي‌خورد اما چندان كه بايد عملي نمي‌شود. پس از زلزله 8خانوار از 12خانوار باقيمانده در آقاكندي به محل جديد مي‌روند اما 4خانوار از روستاي قديمي خود دل نمي‌كنند و خواستار ارائه خدمات در روستاي آقاكندي مي‌شوند. اين 4خانوار والدين و برادران شهيد عوض فيضي هستند؛ 4خانواده‌اي كه سختي زندگي در كانكس را متحمل شده‌اند و قصد رفتن به محل جديد را ندارند.

  • پدر و مادر شهيد در كانكس

در جاده اهر- ورزقان و پس از سد ستارخان به سمت شمال مي‌رويم و جاده فرعي وارد مي‌شويم. آقاكندي جديد درست كنار جاده است؛ جاده‌اي كه به سوي آقاكندي قديم و جنگل آباد مي‌رود. در روستاي جديد هنوز واحدهاي مسكوني 60متري ناتمام به چشم مي‌خورند و به‌نظر مي‌آيد در حدود 10واحد مسكوني كه به اتمام رسيده‌است، زندگي جريان دارد.

يك كيلومتر بعد به روستاي آقاكندي قديم مي‌رسيم كه بر اثر زلزله كاملا خراب شده است. خانه‌هاي متروك و آوارشده چهره اصلي روستا را تشكيل مي‌دهند. دره‌اي است با آب روان در ميان كه عمده خانه‌هاي متروك و مخروبه در ضلع‌غربي دره هستند. در ضلع‌شرقي چند خانه تخريب شده متعلق به والدين و برادران اين شهيد است كه كانكس‌هاي خود را در اين بخش جاي داده‌اند. خانه بهداشت اما در زلزله تخريب نشده و همچنان مشغول ارائه خدمات است.

فيض‌الله فيضي پدر شهيد، خانم نعمتي مادر شهيد و فرامرز،كريم و عزيز برادران شهيد همراه با همسر و فرزندانشان تنها سكنه روستاي آقاكندي هستند.

مهمان اين خانواده هستيم و در كانكس نشسته‌ايم. مي‌خواهم همه‌‌چيز را بازگو كنند و فرامرز مي‌گويد: «پدر و مادر ما به اين آب و خاك وابسته‌اند. سال‌ها اينجا زندگي كرده‌اند. دل كندن از اينجا براي مادرم ممكن نيست. در سال 65 كه پسرش شهيد شد، اجازه نداد در گلزار شهداي اهر دفن شود و آورديم در قبرستان روستا دفن كرديم. جدايي مادر از اينجا واقعا سخت است. او مگر چه مي‌خواهد؟ مي‌خواهد از فرزندش دور نشود. مرتب به مزارش سر مي‌زند و آرام مي‌گيرد. من و 2برادر ديگرم نيز جايي نرفتيم و به‌خاطر پدر و مادرمان اينجا مانديم.»

  • مي‌پرسم پيشنهاد شما براي رفع مشكل چه بوده است؟

فرامرز كه يكي از برادران شهيد است مي‌گويد: از سال 83 صحبت انتقال به محل جديد بود اما چندان استقبال نشد. خيلي‌ها از روستا كوچ كردند و به اهر و تبريز رفتند. مگر الان در محل جديد چند نفر ساكن شده‌اند؟ ما مي‌خواهيم در محل خانه‌هاي تخريب‌شده خودمان خانه‌هاي جديد بسازيم. 4خانوار هستيم. در نزديكي ما روستاهايي هستند كه تعداد خانوارهاي آنها به عدد 5 هم نمي‌رسد اما دولت همه امكانات را به آنها داده است.

  • بعد از زلزله چه خدمات و تسهيلاتي گرفته‌ايد؟

فرامرز پاسخ مي‌دهد: ما چيزي نگرفته‌ايم. خانه پدرم بيمه بود و از بيمه مبلغي گرفته است. تنها يك ميليون وام بلاعوض گرفته و ديگر هيچ وامي از بابت زلزله نگرفته است. متأسفانه رئيس بنياد شهيد گفته است كه اينها 57ميليون تومان وام گرفته‌اند. نه اينطور نبوده است. البته به ما گفته‌اند بياييد به شهر و وام مسكن 40ميليون توماني بگيريد. اولا با اين مبلغ نمي‌شود خانه خريد، ثانيا مادرم به شهر نمي‌رود.

پدر شهيد مي‌گويد: در محل جديد ما زمين نداريم. با زميني كه براي ساخت خانه اختصاص مي‌دهند، امورات ما نمي‌گذرد. ما آنجا نمي‌توانيم زندگي كنيم.

مادر شهيد مي‌گويد: خواسته ما اين بود كه همين‌جا خانه‌مان را بسازيم. نزديك 3سال است كه در چادر و كانكس هستيم. تحمل اين وضعيت دشوار است. بچه‌ها به آتش من سوخته‌اند و اينجا مانده‌اند.

پدر مي‌گويد: در اين 3سال يك‌بار هم نيامدند ببينند كه در چه حالي هستيم.

مي‌گويم دليل و ضرورت انتقال روستا به محل جديد وقوع سيل عنوان شده است، آيا شما در طول زندگي‌تان شاهد سيل در اين دره بوده ايد؟

مادر جواب مي‌دهد: آب رودخانه كم و زياد مي‌شود. سيل هم آمده اما حتي به خانه ما كه نزديك‌ترين خانه به رودخانه است، آسيبي نرسيده.

مادر شهيد كه 76سال دارد در دلش آشوب است. آهي مي‌كشد و مي‌گويد؛ همه جا مي‌گويند دولت به خانواده شهدا خوب مي‌رسد. بيايند اينجا ببينند براي ما چه كرده‌اند؟ تا حالا كاري براي ما نكرده‌اند. اين وضع زندگي ماست. آيا پدر و مادر شهيد بايد اينگونه زندگي كنند؟ من نمي‌توانم در جاي ديگري زندگي كنم. فرزندانم نمي‌خواهند از ما جدا بشوند، ما از اول با هم زندگي كرده‌ايم. من نمي‌توانم به محل جديد بروم. حرفش را هم كه مي‌زنم دلم مي‌گيرد. من در كنار مزار پسرم مي‌مانم.

قدري درنگ مي‌كند و ادامه مي‌دهد: زلزله كه شد همه رفتند و آن پايين در محل جديد كانكس و چادر گرفتند اما ما اينجا مانديم. كمك‌ها هم آنجا توزيع مي‌شد. ما از اينجا مي‌ديديم، به ما سر نزدند. فقط كانكس دادند. تا آنجا مي‌آمدند اما به ما سر نمي‌زدند. نگفتند آن بالا مادر شهيدي تنهاست. ما تنها مانديم. من نمي‌توانم خوب صحبت كنم. احساس مي‌كنم درد من تازه شده است. يعني الان پسرم «عوض» وضع ما را مي‌بيند و ناراحت است. به خوابم مي‌آيد با همان حال كه در سفر آخر رفت. از خواب بلند مي‌شوم اما به كسي چيزي نمي‌گويم. پسرم نشانه‌اي ندارد (چشمانش پر اشك مي‌شود) كاش فرزندي داشت. ما مگر از دولت چيزي خواسته‌ايم. بگويند آيا در اين سال‌ها مادر «عوض» در فلان اداره ديده شده است؟

فرامرز دنبال حرف مادرش را مي‌گيرد و مي‌گويد: به ما گفتند براي پدر و مادرتان در محل جديد خانه بسازيد و خودتان اينجا بمانيد. اصلا اينها درد ما را متوجه نيستند. ما پدر و مادر خود را تنها نمي‌گذاريم. ما برادر شهيد هستيم اما جايي نرفتيم استخدام شويم، همين‌جا مانديم به‌خاطر پدر و مادرمان. زلزله فقط خانه‌هاي ما را تخريب نكرد بلكه آرامش ما را 3سال است كه برده. الان دل مادر من شكسته است. مگر اين دل شكسته را مي‌توانند بازسازي كنند.

پدر ادامه حرف را مي‌گيرد: ما در روستاي آبا و اجدادي خود مي‌مانيم و از اينجا جدا نمي‌شويم. ما اينجا زمين داريم. در محل خانه‌هاي تخريب‌شده‌مان مي‌توانيم خانه جديد بسازيم. برق هست، خط لوله گاز هم از كنار روستا گذشته و به «جنگل آباد» رفته، مي‌توانند گاز هم بدهند. محل جديد براي ما بيگانه است.

فرامرز هم مي‌گويد: شايد كساني فكر كنند ما از عنوان شهيد استفاده مي‌كنيم تا حرف‌مان را به كرسي بنشانيم اما واقعا اينطور نيست. ما اگر اهل اين كار بوديم الان استخدام شده بوديم و اينجا در روستا نمي‌مانديم. مادرم ناراحتي قلبي دارد. وقتي صحبت فرزند شهيدش مي‌شود، ناراحت مي‌شود، گريه مي‌كند. او مي‌خواهد اينجا باشد. آيا اين خواسته زيادي است؟ به نماينده شهرستان در مجلس گفته‌ام كه ما اين مشكل را داريم. به فرماندار سابق هم گفته‌ام. خودم فرماندار را آوردم و اينجا را ديد، وضع ما را ديد. چرا كاري نكردند؟ اينها فقط پدر و مادر ما نيستند، مسئولان هم در قبال اينها وظايفي دارند. مي‌گويند وام داده‌ايم. چه وامي داده‌اند؟ 5ميليون تومان وام صندوق گرفته‌ايم كه همه گرفته‌اند اين به بنياد ربطي ندارد. ما كجا 57ميليون تومان وام گرفته‌ايم.

كانكس 20متري كه در ايام پس از زلزله با عنوان «پنل ساندويچي» ياد مي‌شد، ويژه نگهداري احشام زلزله‌زدگان بود. حالا پدر و مادر شهيد دفاع‌مقدس در چنين كانكسي زندگي مي‌كنند. بخاري نفتي دارند و يخچالي در گوشه آن و لامپي كه اين خانه (!) را روشن مي‌سازد.

در گوشه اتاق(!) مادر چايي درست مي‌كند. اجاقي با كپسول گاز آنجاست. او هرچقدر هم كه از بازسازي و وام بشنود، غرق دنياي ديگري است؛ دنيايي كه درك آن، اين روزها براي خيلي‌ها سخت است.

با انتشار گزارش تصويري زندگي اين مادر شهيد در سايت‌ها توجه مسئولان ناگاه به اين روستا و به اين خانواده جلب شده است. مسئولان دوباره حرف‌هاي خود را تكرار مي‌كنند اما در آقاكندي اين حرف‌ها خريدار ندارد. آنجا آخرين بازمانده‌هاي اين روستا نمي‌خواهند شاهد مرگ روستاي آبا و اجدادي‌شان شوند. آنها به مادري وابسته‌اند كه او وابسته به اين روستاست و نمي‌خواهد دل از آن بكند چون پسر شهيدش آنجاست.

عصر 21مرداد سال 1391زمين‌لرزه دوگانه 6/4و 6/2ريشتري به مركزيت اهر و ورزقان در شمال‌شرق استان آذربايجان‌شرقي به وقوع پيوست. محدوده اين زمين‌لرزه حدود 5هزار كيلومترمربع عمدتا در شهرستان‌هاي اهر، ورزقان و هريس بود كه بعدا به زمين‌لرزه ارسباران معروف شد.

ارسباران (قره‌داغ) منطقه‌اي تاريخي به مساحت 12هزار كيلومترمربع در شمال‌شرق استان آذربايجان‌شرقي است كه از منظر تقسيمات سياسي علاوه بر شهرستان‌هاي پيش‌گفته شامل شهرستان‌هاي كليبر، خداآفرين و هوراند نيز مي‌شود. بخش‌هايي از اين منطقه تاريخي در محدوده شهرستان‌هاي تبريز، جلفا، مشگين‌شهر و... قرار گرفته است.

زمين‌لرزه 21مرداد ارسباران 258كشته و 2600مصدوم برجاي گذاشت و بيش از هزار ميليارد تومان خسارت به بار آورد. از همان روزهاي پس از وقوع زلزله، ماجراي«كانكس» بحث‌انگيز شد. دولت به‌منظور اسكان موقت زلزله‌زدگان، براي آنها كانكس تدارك ديد و براي دام‌هايشان نيز كانكس دامي (از نوع ساندويچي) تحويل داد؛ هرچند اين كار به حد كافي و لازم صورت نگرفت. همزمان كلنگ بازسازي واحدهاي مسكوني در روستاهاي زلزله‌ديده به تعداد قريب به 20هزار واحد آغاز شد. چندبار از سوي مسئولان پايان بازسازي اين واحدها اعلام و از نبود زلزله‌ديدگان كانكس‌نشين و چادرنشين خبر داده شد اما در سرماي زمستان و روزهاي برفي آن، تصاوير بعضي زلزله‌زدگان چادرنشين باقي‌مانده توجه همگان را به‌خود جلب كرد.

مسئولان تلاش داشتند پايان بازسازي را تا نخستين سالگرد اين زلزله اعلام كنند اما اين كار به دلايلي كه خيلي هم مشخص نيست انجام نشد. مسئولان جديد هم برنامه مشخصي براي اتمام بازسازي منطقه زلزله‌ديده ارسباران ارائه نكردند و هنوز بازسازي تمام نشده است چراكه ساختمان‌هاي تخريب شده برخي ادارات مانند اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اهر، برخي آثار تاريخي، مساجد و... هنوز بازسازي نشده‌اند.

4‌ماه تا سومين سالگرد زمين لرزه ارسباران باقي است و با اين حال وجود زلزله‌ديده كانكس‌نشين بسيار عجيب و تأمل‌برانگيز مي‌نمايد.

94/01/18

سرانجام یک پیام تسلیت در اهر برای درگذشت پروفسور آخوندی

وبلاگ یوخا / جعفر خضوعی: دوم فروردین ماه پروفسور آخوندی درگذشت. از بی توجهی برخی مسئولان که بگذریم، دانشگاه آزاد اسلامی اهر بیشتر جلب توجه می کند. زنده یاد آخوندی از اساتید این دانشگاه و از افتخارات آن بود. سرانجام امروز شانزدهم فروردین ماه سایت این دانشگاه پیام تسلیت با امضای دانشکده علوم انسانی منتشر کرد.

هنوز از برگزاری مراسم یادبود و گرامیداشت آن مرحوم در اهر خبری نیست و یا این که نمی دانیم دانشگاه آزاد اسلامی اهر و همچنین شورای اسلامی و شهرداری اهر چه برنامه ای در این ارتباط دارند.